میرحمید بختیاری کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی / رییس انجمن فرهنگیان خوی / نویسنده و پژوهشگر

بوق و کرنای این خبر به ظاهر فریبنده است و چشمان هر معلم را مینوازد ولی تخریب شخصیتی و علمی قشر متفکر معلمان مصداق آن حکایت است که خبر آوردند شبی دزدی میخواست مغازه ای را سرقت کند. شبگرد به دزد گفت: چکار میکنی؟ گفت: شیپور میزنم. گفت: صدایش را نمیشنوم. دزد گفت: این شیپوری است که صدایش فردا میآید.
هر جامعه ای پیشرفت علمی خود را مرهون و مدیون علم معلمان آن جامعه میداند. اگر معلم صلاحیت و شایستگی علمی نداشت که معلم نمیشد. درمقایسه با دیگر نهاد ها و سازمانهای دولتی معیارها و گزینش معلمان در حین استخدام سختگیرانه ترین مبنای علمی را داشته است. اکثر سازمانها و نهادهای دولتی برای انگیزش ارتقای علمی کارکنان خود سهمیه هایی درنظر میگیرند تا راه را برای انگیزش علمی مستخدمین خود هموارتر سازند برای مثال سهمیه ده درصدی هیاتهای علمی دانشگاهها برای تحصیل در دوره دکتری و یا پرداخت شهریه دانشگاهها از سوی سازمانها پرداخت پاداش برای پیشرفت تحصیلی و علمی فرزندان کارمندان و امثالهم وجود دارد ولی آموزش و پرورش برای متخصصان علمی خود چنین راهکارهایی اندیشیده است؟ آیا برای پیشرفت علمی فرزندان این قشر آگاه یک مداد جایزه داده اند؟ اساس این تفکر یک مدرک بالاتر به این شیوه چیست؟ آیا معلم مدرک بادآورده میخواهد!؟ یا بدنبال شیوه های غلط مدرک و مستند سازی است؟ آیا استناد آموزش و پرورش به آزمونهای ضمن خدمت که اکثرا غیر استاندارد برگزار میشوند برای اخذ گواهینامه نوع دوم مبنای علمی دارد و قابل توجیه است؟ اگر هست چرا آزمونهای ضمن خدمت قبل از سال 79 از چنین اعتبار علمی برخوردار نیستند؟
سنگ بزرگ تالیفات و ترجمه و نشر آثار و غیره و ذالک در این طرح فقط نوازشگر چشمان هر نویسنده و پژوهشگر بوده و نشانه نزدن است! سئوال اینجاست تاکنون وزارت آموزش و پرورش برای نشر کتب تالیفی معلمان چه فکری کرده است؟ چرا معلم بیچاره برای انتشار کتابش نداند به کجا مراجعه کند و یا از عهده هزینه چاپ کتابش برنیاید! آیا بستر سازی کافی پژوهشی صورت گرفته است؟ کدام کارگاههای آموزشی وکدام دوره های پژوهش محور در مدارسمان ایجاد شده است!؟ ما میگوییم بولله نر است شما میگویید بدوش! پاسخ این چراها را باید در ناکجاآبادهای دفاتر صورتجلسات غیرعلمی و غیر پژوهشی بوروکراسی مأبانه جستجو کرد.
آری معلم صلاحیت دارد ولی برگ زرین صلاحیت او در تلی از خاکریز اندیشه ها و تصمیمات غلط و غیر استراتژیک وزارت آموزش و پرورشمان مدفون گشته است. اگر او صلاحیت نداشت عطر وجود تدریس او در کلاسهای درس دانشگاهها که دانشجویان از لذت حضورآنان سیر نمیشوند و از او به عنوان مدرس مدعو یاد میکنند پر نمیکرد. دانشگاههای پیام نور و آزاد اسلامی باروری علمی خود را مرهون حضور معلمان مدعو میدانند. بی وجود معلمان عرصه دانشگاهها سوت و کور است. اما چه فایده! شیوه های غلط نظام آموزش و پرورش شاخ و برگ او را در کلاس درس خشکانیده است.

آری معلم دنبال مدرک نامعتبر بالاتر به شیوه آنچنانی نیست. اعطای این نوع مدارک از ارزش و اهمیت مدرک علمی واقعی معلم میکاهد. فردای این روز شاهد بازار مکاره مدارکی با عنوان علم کیلویی چند؟ در ویترین های آموزش و پرورش کشور خواهیم بود. آنجاست که واژه علم را باید در تاریخ ها جستجو نمود و بر روح علم جانانه فاتحه نثار کرد. گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت آن چه یافت می نشود آنم آرزوست هنوز دیر نیست اقدام باید کرد.

mirhamidbakhtiary@yahoo.com


برچسب‌ها: نقدی بر تب و تاب بخشنامه گواهینامه نوع 2 فرهنگیان, میرحمید بختیاری کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی, سنگ بزرگ تالیفات و ترجمه و نشر آثار و غیره و ذالک, اعطای این نوع مدارک از ارزش و اهمیت مدرک علمی واقع