دوست
وقتی حس وحالی دیگر نداری و از مختصر افرادی که اطرافت هستند فقط سایه هایی می بینی و وقتی به این سایه ها نگاه می کنی نمیدانی که به تو نگاه می کنند یا به تو پشت کردهاند تازه قدر آنکس که دوست واقعی توست و همیشه در کنارت بوده و هست را بیشتر میدانی و تو غافل از او به سایه هایی دلبسته ای که با اندک ابر سود و مصلحتی ناپدید می شوند.
دوستی که حرف او مانند حرف مردان یکیست در غیاب و حضور تو چیزی که به سود توست را برایت آرزو میکند.دوست مشمار آنکس که در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی
در دوستیش لاف جایی ندارد فقط عمل است کافیست یک قدم به سویش حرکت کنی تا تو را در آغوش لطفش فرا گیرد کافی است کوچک ترین کاری را در راه دوستی اش انجام دهی میبینی که درهای خیر و برکتش را در راه دوستی با تو باز می کند.
تا بحال چنین دوستی داشته اید واقعا داشتن چنین دوستی نعمت است و این نعمت را همه داریم و نمیدانیم. راست می گویند آدما قدر داشته هایش را نمیدانند.
او همیشه هست و به عهد دوستی که با ما بسته پایبند است ولی ما به عهدهای مصلحتی با سایه ها دلبسته ایم. حتی وقتی که به او پشنت میکنیم او به یاد ماست ولی ما رو به نقاب هایی داریم که رو در رو و در چشمانمان زل می زنند و با ما سخن می گویند ولی حرفشان بنابه مصلحت شخصی هزاران بطن تو در تو دارد که میمانی آیا تو را نفهم می پندارند یا خودشان را
ولی او روراست است و بر سر عهد و پیمانش هست کافیست تو او را بخواهی و بخوانی
شاید همه ما همچو سهراب ادرس خانه دوست را پرسیده ایم : خانه دوست کجاست؟ ولی باز ساده ترین ادرس را گم کرده ایم چرا که کافی است به اندازه پرهای صداقت آبی باشیم.
برای بعضی درد ها
نه میتوان گریه کرد و نه میتوان فریاد زد..
برای بعضی دردها فقط میتوان
نگاه کرد، لبخند زد و
بی صدا شکست...!!
منبع وب بابا اب داد جناب موسوي
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:8 توسط افسری
|

