زلزله اذربايجان دل 75 ميليون ايراني راهم لرزاند
تقدیم به بوسه های بر لب مانده...
تقدیم به کودکی که لبخند نزد...
تقدیم به آرزوی در شب مانده...
تقدیم به بوسه های بر لب مانده...
تقدیم به کودکی که لبخند نزد...
تقدیم به آرزوی در شب مانده...

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع)، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.
هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. (نگاه كنید: بیستم شعبان سال 40 هجری قمری)
وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی "قطام بنت علقمه" تحریك و تحریث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) شدند.(1) هم چنین قطام، شخصی به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.(2)
دزدی شاخ ودم ندارد!!!خود این ایمیل که من بدون آنکه نامی از نگارنده آن برده باشم برای شما فرستاده ام را هم در آخر به عنوان داستان هفتم در نظر بگیرید تا ببینید دزدی شاخ و دم ندارد
آخرين روزهاي اسفند ماه سال 1390 همراه بود با خبر تصادف علي دايي كه پس از شكست تيمش در حال عزيمت از اصفهان به تهران، به علت خوابآلودگي خودروي وي واژگون ميشود. اما از آن جا كه برخي حاشيهها براي من جذابتر و جالب توجهتر از اصل موضوع است، خبر سرقت اموال علي دايي از داخل خودروي وي انگيزهي من براي نگارش اين يادداشت شد. به قول مأموران آگاهي اجازه دهيد صحنه را بازسازي كنيم. علي دايي با خودروي پرادوي خود در محور اصفهان به كاشان در ساعت 20:10 دچار سانحه ميشود، محمد دايي برادر وي از خودرو پياده شده و در حالي كه علي دايي بيهوش است با استمداد از اورژانس به همراه وي به يكي از بيمارستانهاي كاشان ميروند و خودروي پرادوي بيدر و پيكر را به حال خود رها ميكنند. به نظر شما با آمار و احتمال رياضي چقدر احتمال دارد كه افرادي كه وسايل علي دايي را به سرقت بردهاند، سارق حرفهاي باشند؟ با بيان برخي توضيحات و شواهدي كه خودم به عينه با آنها روبرو بودهام، اثبات خواهم كرد اين قبيل افراد نه تنها سارق حرفهاي و سابقهدار نيستند بلكه همين آدمهاي معمولي هستند كه در اطراف ما زندگي ميكنند. امكان دارد شما با اين افراد دوست باشيد، همسايه باشيد، همكار باشيد و خداي ناكرده فاميل باشيد. قيافههايشان هم كاملاً معمولي است مثل همهي آدمها. اسلحه و نقاب و شاه كليد هم ندارند.
داستان اول
بچه بودم و بنّايي داشتيم. جلوي خانهمان يك كاميون آجر خالي كرده بودند تا بناي نيمهتمام خانه به سرانجام برسد. پدرم يك روز آمد و گفت احساس ميكنم از اين آجرها كم ميشود. يك روز صبح زود به كمين نشستيم و ديديم مردي با فرقون دارد از اين آجرها بار ميكند كه ببرد. با پدرم از خانه آمديم بيرون و جالب اين كه طرف فرار نكرد و همچنان داشت به كارش ادامه ميداد. پدرم گفت: «آقا چه كار ميكني؟! اين آجرها براي ماست» با خونسردي گفت: «دو تا كوچه بالاتر داريم براي آقا امام حسين تكيه درست ميكنيم، راه دوري نميرود» پدرم گفت: «با آجر دزدي؟!» مرد پررو گفت: «يعني شما از يك فرقون آجر براي امام حسين دريغ ميكنيد؟ واقعاً كه!» و پدرم افزود: «زندگي من فداي امام حسين ولي شما بايد اجازه بگيريد» و خلاصه بحث بالا گرفت و با دعوا و اعصاب خرد اين آقاي زباننفهم را با دست خالي روانهاش كرديم رفت. |
1 - همیشه هدف را در ذهن داشته باشید همه چیز با هدفی که میخواهید به آن برسید شروع میشود. اگر ندانید هدفتان چیست، هیچ راهی برای رسیدن به آن وجود ندارد. تصور کنید
وارد یک تاکسی میشود، اولین کاری که میکنید چیست؟ شاید اول به راننده سلام کنید
اما بعد چه؟ به راننده میگویید که کجا میخواهید بروید تا او بتواند شما را به
آنجا برساند. به همین ترتیب باید بدانید جایی که در زندگی میخواهید به آن برسید
کجاست. به همین دلیل خیلی مهم است که هدفهای مشخص از چیزهایی که میخواهید برای خودتان ایجاد کنید. چه میخواهید؟ اهداف و رویاهای شخصیتان چیست؟ من خودم کنار تختم کاغذی چسباندهام که روی آن اهداف ورویاهایم را نوشتهام. این اهداف به من یادآوری
میکنند که دقیقاً چه میخواهم و هر روز من را به سمت آنها حرکت میدهد.
2 - کاری را بکنید که دوست دارید وقتی کاری را انجام دهید که دوست دارید مثل این میماند که سوختی نامحدود دارید که شما را همیشه در حرکت نگه میدارد. عطش شما برای موفقیت در آن کار خیلی بیشتر از هر کار دیگری خواهد بود. اگر مطمئن نیستید که کار مورد علاقهتان چیست، ببینید نسبت به چه چیزی الان بیشتر مشتاق هستید؟ اگر قدرت انتخاب
داشته باشید که هر کاری که دوست داشتید انتخاب کنید، آن چه خواهد بود؟ عشق و علاقه شما به یک کار سوختی است که شما را به سمت برتری میرساند.
3 - سختتر از بقیه کار کنید کسی را نمیشناسم که بدون زحمت کشیدن توانسته باشد در چیزی موفق شود. یکی از
مهمترین اجزاء و مولفههای برتری، تلاش و کوشش است. میتوانیم استراتژیها و گامهای موثری برداریم اما بدون تلاش و کوشش میسر نخواهد بود. خوشبختانه اگر قدم دوم را اجرا کرده باشید و کاری را انجام میدهید که دوست دارید، کار چندان هم برایتان کار نیست.
4 - از تمامی لحظهها استفاده کنید همه لحظات ارزشمندند. افراد فوقالعاده می دانند که زمان ارزش زیادی دارد. جملهای از دونالد ترامپ در یکی از کتابهایش خواندم که میگفت، ارزش وقت خیلی بیشتر از پول است زیرا پول را میتوان دوباره به دست آورد اما زمان را هیچ وقت نمیتوانید به عقب برگردانید. به همین علت، من همیشه مطمئن میشوم که از زمان بهترین بهره را میبرم و از تمام لحظاتم استفاده میکنم. دقت کنید که این عادت به این معنی نیست که باید 24 ساعت شبانهروز کار کنید. استفاده بردن از تمام لحظات زندگی به معنی زمان استراحت و بازسازی هم هست
زیرا کمکتان میکند راه طولانی به سمت موفقیت را راحتتر سپری کنید.
5 - برای به دست آوردن نتیجه دلخواه وارد عمل شوید داشتن زندگی موفق به این معنی است که باید اهل عمل باشید. کارهایی که میکنیم یا نمیکنیم تعیین کننده میزان رشد و پیشرفت ما هستند. اگر بخواهیم نتایج خوبی در زندگی به دست آوریم باید برای رسید به آنها اقدام و عمل متناسب انجام دهیم.
6 - بطور مداوم خودتان را بهروز کنید باید یاد بگیرید که هیچ وقت عقب ننشینید. همیشه برای بهتر شدن کاری هست که میتوانید انجام دهید. ممکن است امروز تواناییها و مهارتهای زیاد و عالی داشته باشیم اما باوجود خوب بودن آنها، مهارتهای ما باید مداوم رشد کند. آدمهای فوقالعاده و موفق همیشه در حال یادگیری، مطالعه و رشد دادن خودشان هستند. پس برای رسیدن به موفقیت باید همیشه سطح خودمان را بالا بکشانیم.
7 - فیدبک بخواهید مهم نیست که چقدر باید پیشرفت کنیم، مهم این است که نقاط کوری خواهیم داشت. نقاط کور چیزهایی درمورد ما هستند که اطلاعی از آنها نداریم و هیچوقت نمیتوانیم چیزهایی که نسبت به آن کور هستیم را رشد
دهیم. خواستن نظر و فیدبک دیگران سادهترین، سریعترین و موثرترین راه برای ارتقاء فردی است.
8 - سعی کنید در هر کاری اول شوید صبر کنید، فکر کردید عادات لازم برای دستیابی به موفقیت و برتری فقط 7 مورد است؟ یک عادت دیگر هم هست که مخصوص افراد فوقالعاده و موفق است و آن اینکه سعی کنید در هر کاری همیشه اول شوید. کسی که دنبال رتبه متوسط است هیچ وقت فوق العاده نخواهد شد. برای فوق العاده بودن باید
سعی کنید همیشه بالاترین باشید. فقط زمانی میتوانید بهترین نتایج را به دست آورید که استانداردهای زندگیتان را بالا ببرید...
منبع: عصر ایران

الو ... خونه خدا ؟
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟؟
فرشته ساکت بود . بعد از مکثی نه چندان طولانی: نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو
دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض
گفت :
مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم . مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی
حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد...
|
امروزه همه جا سخن از نظام آموزشی 3-3-6 هست و دوره های ضمن خدمت و ایجاد فضا در مدارس ابتدایی برای پایه ششم اما به نظر من یک چیزی در این بین کمرنگ به نظر می رسد.نیاز دانش آموز به میز و نیمکت استاندارد به شدت احساس می شود و این در حالی است که كارشناسان میگویند بیش از 80 درصد دانشآموزان ایرانی بهعلت کمبود حركت بدنی، به اختلالات ساختار قامتی مبتلا هستند و بهطور متوسط هر دانشآموز ایرانی در مقطع دبیرستان با یك یا دو معضل مربوط به ساختار قامتی از جمله گودی كمر، افتادگی شانهها، پاهای پرانتزی شكل و انحنای غیرطبیعی ستون فقرات مواجه است.
این آمار جدیدی نیست، ولی زمانی اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد كه بدانیم بیشتر این اختلالات، با تحصیل و محیط مدرسه دانشآموزان مرتبط است و رعایت نكردن استانداردها در مكانی كه دانشآموزان بیشترین وقت خود را در آن سپری میكنند، در ایجاد این اختلالات نقش غیرقابل انكاری دارند.حال به تصاویری از میز و نیمکت های استاندارد مدارس دیگر کشورها نظری بندازید.



استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:
چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟
آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد.
آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسید:
هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟
