امروز به وبی برخوردم تحت عنوانam I mean? ،مطلبی به چشمم خورد به اسم Invitation theیعنی دعوت ،وقتی یکی دو خط از اون مطلب رو خوندم جالب به نظرم رسید،برآن شدم که بقیه متن رو هم ترجمه کنم و با کمی تلخیص این مطلب رو پست کنم.متن رو بخونید، به نظر من که خوندن اینگونه مطالب بی فایده نخواهد بود.
معلمی سخت کوش و پرتلاش در یک مدرسه ابتدایی در کلاس پنجم مشغول خدمت بود .
او متوجه شد که پسری با لباس های ژولیده، بیشتر اوقات دیر به مدرسه می یاید و بعضی اوقات سر کلاس می خوابد و تلاشی برای پاسخگویی به سؤالات سر کلاس ندارد.معلم این پسر رو دوست نداشت و نسبت به او احساس تنفر داشت.وگزارش عملکرد تربیتی و درسی دانش آموز در نزد معلم منفی بود.
یک روز، او گزارش های تربیتی و درسی پسر را از پایه اول مرور کرد.
درگزارش پایه اول نوشته شده بود:
"او شاد است، و دوستان زیادی در بین دانش آموزان دارد. او به خوبی در بین دوستان جا باز می کند و آینده ی درخشانی در انتظار اوست. معلم با خود فکر کرد و گفت حتما اشتباه شده است.
در گزارش پایه دوم نوشته شده بود:
"او بخاطر مراقبت از مادر بیمار خود گاهی دیر به مدرسه می رسد."
در پایه سوم:
وضع مادر او بدتر شد، او خسته به کلاس می آید و در کلاس می خوابد. "
در پایان گزارش پایه سوم:
مادرش فوت کرد. او امیدش را از دست داده و افسرده شده است. "
